هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
549
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
انگليس » و متعلق است به دولت « بلجيك » . شب ، خنك بود . از خاك « هانور » و « بلجيك » گذشتيم . اغلب جاها سبز و شاداب بود . حالا فصل « خرمنكوبى » اين صفحات است . حاصل را بعضى جاها درو كرده ، خرمن كرده بودند و بعضى جاها زرد شده بود ، اما هنوز ندرويده بودند . بارى ، صبح زود رسيديم به « استن » . كشتى حاضر بود . از كالسكه پياده شده ، داخل كشتى شديم . در اين بحر ، كشتىهاى بزرگ ، به واسطهء كمعرضى نمىتوانند آمدوشد كنند . جهازاتى كه در اين بحرند ، كوچك و با تكاناند . اين بحر نيز هميشه متموج و متلاطم است و كفش « سنگلاخ » . مكرر سفاين متعدد به سنگلاخها خورده ، شكسته و مسافرين غرق شدهاند . « 1 » در اول وهله كه كشتى راه افتاد ، چنان زير و بالا مىشد ، كه ظروف چاىخورى روى ميز ، متصل به هم مىخورد و آهنگ خاصى از آنها پيدا مىشد ، تا يك ساعت همينطور بود . بعد ، الحمد لله كمكم آرام شد . 2 ساعت به ظهر مانده ، وارد « بندر دور « 2 » » كه ابتداى خاك « جزيرهء برتان كبير » است ، شديم . كالسكهء بخار حاضر بود . سوار شده ، رانديم . ظهر رسيديم به « استاسيون ويكتوريا » . بسيار بزرگ است . « 3 » از اين كالسكه پياده شد ، به كالسكهء اسبى نشسته ، رفتيم [ به ] منزل . خانه [ اى ] كه اجاره كرده بودند ، جنب « هيدپارك » « 4 » است .
--> ( 1 ) . حاجى پيرزاده ، هم در 6 شوال 1304 ه . ق . مىگويد : « به حمد الله دريا كمال آرامى را داشت ، و وافور [ كشتى ] به كمال خوبى حركت نمود ، باوجودى كه اين دريا هميشه اوقات ، تموج و تلاطم دارد و از شدت موجهايى بزرگ ، وافور را بسيار حركت مىدهد و حالت شخص منقلب مىشود . . . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 1 / 290 - 291 ) . ( 2 ) . Dover . ( 3 ) . ناصر الدين شاه قاجار ، در سال 1290 ه . ق . مىگويد : « كشتى رسيد به بندر دوور . سكوى سنگى طولانى ساختهاند تا كشتى در بندر از موج و توفان محفوظ باشد . خيلى توى دريا آمده است . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه ، 84 ) ( 4 ) . هايد پارك ، ( Hyde Park ) كه حاجى پيرزاده آن را چنين وصف مىكند : « در ميان شهر لندن باغ بسيار